{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Attar-009

📜
غزلیات
#عطار_نیشابوری
غزل نهم

چون کنم #معشوق عیار آمدست
دشنه در کف سوی بازار آمدست

دشنهٔ او تشنهٔ خون دل است
لاجرم خونریز و خونخوار آمدست

همچنان کان پسته می‌ریزد شکر
همچنان آن دشنه خونبار آمدست

هست ترک و من به جان هندوی او
لاجرم با تیغ در کار آمدست

صبحدم هر روز با کرباس و تیغ
پیش تیغ او به زنهار آمدست

آینه بر روی خود می‌داشتست
تا به خود بر #عاشق زار آمدست

از وصال او کسی کی برخورد
کو به عشق خود گرفتار آمدست

او ز جمله فارغ است و هر کسی
اندرین دعوی پدیدار آمدست

لیک چون تو بنگری در راه عشق
قسم هر کس محض پندار آمدست

عاشق او و عشق او معشوقه اوست
کیستی تو چون همه یار آمدست

جز فنائی نیست چون می‌بنگرم
آنچه از وی قسم عطار آمدست

#اندیشمندانه_انتخاب_کنید
#اندیشمندان_جوان_سپنتا
لینک کانال 👈 @ajs_org
دیدگاه ها (۰)

LCA0045

Idiom050429

AJS-WO#170

جنوب تنها نیست

Attar009

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط